دانلود عكس اينستاگرام

ماشالاله رقصم بيست بود ، مادر زادي بلد بودم .! عكس جديد با اينكه كلاس نرفتم ولي خيلي خوب ميرقصيدم . -دختر بسه ديگه مردم از عكس خنده دار  ...! -خدا نكنه حاج خانوم .! ما خاك زير پاتيم تُف كن گِل شيم .! -بسه بسه زبون نريز.!! شده يه پا لات.!! -ما نوكرتيم خانومي .!! -واي دختر اين چه وضعشه.!؟رامين با اينكه پسره اينجوري حرف نميزنه .! باور كن خدا جاتونو عوض كرده .! -وا مامان اين چه حرفيه .؟ ! -راس دانلود عكس hd ميگم ديگه .! تو تا اخرين زمان پسر بودي ، بعد خدا نظرش و عوض شد ديد ميشي نخاله جامعه ، دخترت كرد .!! -وا مامان از تو بعيده .!! خير سرم دخترتما .!! نخاله يعني چي ؟


دانلود عكس اينستاگرام

اخه به جور رفتار ميكني انگار من سر راهيم ! -نه خير نيستي برو خدا رو شكر كن كه نيستي! بعد دوباره با خنده رفت طرف اشپزخونه و گفت : -ازدست تو هي دختر! رفتم طرف اتاقمو و رفتم داخلش. ديواراش ساده و آبي بود. چون واقعا ارامش ميده بهم. چند تا از نقاشي هاي روي بومم كه خودم كشيده بودمو زده بودم ديوار يه تخت از اين تخت ساده ها كنارشم ميز توالت بعد يه ميز كامپيوتر با لپ تاپمم توش بود خيلي چيز نداشتم اين لپتاپم به زور خريدم . تازه دست دومه . ولي خيلي خوبه. رفتم طرف گوشيم ، سايت عكس جديد گوشيمم از اين گوشي زپرتياس برداشتمو شماره رامينو گرفتم. با سه تا بوق جواب داد : -جون دلم ؟
-سلام بر گل و گلاب ترين داداش دنيا. -عليك بر خل چل ترين خواهر جهان . -اه رامين ..
حيف اون همه احساس كه ريختمش به پاي تو ! - اوه اوه ببخشيد خانوم ! خب بفرماييد ! كاري داشتي؟! -اها ميخواسم بگم حِكي جوون زنگ زد گفت جور شده . منم ميخوام بهتون شام بدم. -كي؟ حِكي كيه ديگه ؟

!!! مگه من مردم؟!! -ا ي بابا داداش گلم ! من كه بهت گفته بودم . بعد نخيرم شوما زنده اي فقط ميخوام مستقل بار بيام . -با كار كردن مستقل ميشي؟! -اره. -اي از دست تو . ولي من نميزارم بري اتريسا . دختر كه نميره كار . درستم كه ادامه ندادي! -اي بابا حرف درسو نزن كه دلم خونه . اونقد واسه كنكور خوندم اخرم قبول نشدم . ديگه دورشو خط كشيدم . الانم كه ماشلاله يه سال خونه نشستم 20 سلامه . خانومي شدم واسه خودم . -اوه چه خودتو تحويل ميگيري ! حالا خانم كارت چي هست ؟
-پرستاري از 5 تا بچه شيطون . -تمام وقت كه نيست ؟
-چرا اتفاقا تمام وقته. -يعني چي آتي؟! - اي بابا داداش من خودم راضيم كه ميخوام برم . مامانم كه راضيه . تو اين وسط كيلو چند ؟

صداشو گريه دار كرد و گفت : با تو هرگز . بي تو عمري . - عكس زيبا دويدم دنبالش : نكبت حالا بدون من خوش ميگذره ؟؟ دريا به خدا ميكشمت! وايسا بينم! -ميدونم وايسادنم مساوي با يه پس گردني دِبش از توئه ، بنابراين تصميم ميگيرم كه واينستم! -نكبت وايسا !! -به جون تو راه نداره !! همينجوري كه داشت ميرفت يهو خورد به رامين : اخ رامين ايول! نجاتم دادي ! -چي شده مگه ؟
!! دريا: هيچي تو فقط نذار دست اين به من برسه !! ميخواستم دريارو بگيرم ولي مگه اين رامين ميذاشت ؟
! -رامين برو اونور .! نميشه! بگو واسه چي ، بعد من ميرم . -اصلا نخواستم. گمشو بيا اينور نميزنمت ! -قول؟؟ -اره قول. اومد اينور يهو پريد بغل رامين. اصلا حيا نداره اين دختره ! بابا نامحرمه !! -هووووي نامحرميا !! -آتي بيخيال باووو . چطوري رامين جوون ؟

خب تمام وقته توام كه خوشكل اون مرده هم سايت عكس كه زنش مرده بعد يهو شيطون گولش ميزنه!-خب تمام وقته ، توام كه خوشكل ، اون مرده هم كه زنش مرده ، بعد يهو شيطون گولش ميزنه .!! همينجوري كه حرف ميزد دستاشو شبيه پنجه كرده بود و ميومد جلو . منم ترسيده بودم هي خودمو ميكشيدم عقب . يهو گفت : پِخــــــــه .!! -اي بميري دريا !! زهره ترك شدم رواني !! همينجوري داشت غش غش ميخنديد گفت : واي آتي .!! چه قيافت باحال شده بود .!! دختر تو كه اينهمه ميترسي ، ميخواي بري اونجا چيكار كني آخه ؟
! -خفه شو .! خب ترسونديم ديگه.!! -ولي بي شوخي اتي من ميترسم .! -ااا دريا !!! مگه كسي ميتونه به آتي پلنگه نگاه چپ بكنه ؟
! همينجوري كه داشت ميخنديد گفت : اينو راست گفتي .! بدبخت اون مرده بخواد نزديكت بشه يه جور ميزني بدبخت و كه ديگه بچه دار نشه .!! -ههه ..! خفه شو منحرف .!! -ااا راس ميگم ديگه .!! خدايي يادت نمياد سوم دبيرستان داشتيم عكس برميگشتيم اين مجيد چيتوز بهت گير داد ، داشت ميومد جلو يهو با پات زدي وسط پاش؟! چنان بدبختو ناكار كردي كه ديگه هر وقت تورو ميديد فرار ميكرد .! -حقش بود پسره يالقوز.! -ولي خدايي بد زديش !! خب ديگه پاشو كه دير شد . رفتم طرف كمدم..
يه مانتو مشكي كوتاه با يه شلوار سفيد و شال مشكي پوشيدم ، رفتم جلو اينه ...
قيافه خوبي داشتم صورت سفيد ، دماغمم به صورتم ميخورد لبام هم صورتي و از همه قشنگ تر رنگ چشام بود ..

ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهناز | ۲۶ فروردين ۱۳۹۵ ساعت ۰۵:۳۱:۲۳ | آرشيو نظرات (0) :موضوع |